به اولين وبلاگ نمايش عروسكي ايران خوش آمديد fojehpuppetgroupگروه نمايشگران عروسكي فوژه
fojehpuppetgroupگروه نمايشگران عروسكي فوژه

اين وبلاگ متعلق به گروه نمايشگران عروسكي فوژه بوده و اطلاعاتي در باره فعاليت هاي اين گروه ونمايش عروسكي در ايران را به خواننده مي دهد .


عروسك پارچه اي از گابريل گارسيا ماركز

اين مطلب توسط بزرگواري به دستمون  رسيد . حيفمون اومد شما نخونين

عروسك پارچه اى

داشتم كاغذهايم را بالا و پائين ميكردم كه چشمم به اين نوشته كوتاه از "گابريل گارسيا ماركز" افتاد كه چندى پيش به فارسى ترجمه كرده بودمش. اميدوارم در ترجمه موفق به حفظ لطافتى كه در متن اصلى اين قطعه هست شده باشم.
عروسك پارچه‌ای می‌گويد:
اگر خدا برای يك لحظه يادش می‌رفت كه من يك عروسك پارچه‌ای هستم و به من يك ذره زندگی می‌بخشيد احتمالا هرچه را كه به فكرم می‌رسيد بر زبان نمی‌آوردم اما به هرچه می‌گفتم فكر می‌كردم.
هرچيز را نه به خاطر قيمتش كه به خاطر معنايش ارزش ‌گزاری می‌كردم.
كم می‌خوابيدم و بيشتر به رويا فرو می‌رفتم چون می‌دانم هر دقيقه كه چشمانمان را می‌بنديم
۶۰ ثانيه نور از دست مي دهم .راه می‌افتادم وقتی ديگران توقف می‌كردند، بيدار می‌شدم وقتی ديگران در خواب بودند، گوش می‌كردم وقتی ديگران حرف می‌زدند همانطور كه از خوردن يك بستنی شكلاتی لذت می‌بردم.
اگر خدا يك ذره زندگی به من عطا می‌كرد ساده لباس می‌پوشيدم، دمر جلو آفتاب دراز می‌كشيدم، نه تنها تنم كه روحم را نيز عريان می‌كردم.
به بچه‌ها بال می‌دادم اما می‌گذاشتم خودشان پرواز را بياموزند.
به سالخوردگان، به سالخوردگان خودم، می‌آموختم كه مرگ با پيری در نمی‌رسد بلكه با فراموشی می‌آيد.
چقدر من از شما آدمها چيز آموخته‌ام …
آموخته‌ام كه همه مردم می‌خواهند بر فراز كوهها زندگی كنند بی‌آنكه بدانند خوشبختی واقعی در شيوة بالا رفتن از سربالايی نهفته است.
آموخته‌ام كه وقتی يك نوزاد تازه به دنيا آمده برای اولين بار انگشت پدرش را در دست كوچكش می‌فشارد او را برای هميشه گرفتار می‌كند.
آموخته‌ام كه يك انسان به انسانی ديگر تنها حق دارد از پايين نگاه كند وقتی از او كمك بخواهد كه بلندش كند.
خدای من، اگر من قلب می‌داشتم…
از نفرتم از يخ می‌نوشتم و آرزو می‌كردم خورشيد در بيايد… با اشكم رُزها را آبياری می‌كردم تا زخم خارها و بوسة گلبرگهايش را حس كنم.
خدای من، اگر يك ذره زندگی می‌داشتم…
يك روز نمی‌گذاشتم بگذرد بی‌آنكه به مردم بگويم عاشق عشق خودم به آنهايم.
من خيلی چيزهاست كه از شما آدمها ياد گرفته‌ام اما در واقع اينها كمكی به من نمی‌كنند چرا كه وقتی مرا ناخشنودانه در اين چمدان بگذارند خواهم مرد.


?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1386/5/14 | پیوند  | 2 نظر | ارسال نظر

پخش برنامه عروسكي گوگوجي شروع شد

عروسك گوگوجي

        گوگوجي 

از دوم مرداد ماه

سه شنبه ها در برنامه خردسالانشبكه دو سيما ساعت ۱۰-۱۱ صبح 

خوشحال مي شيم نظرتون رو بدونيم        

 


?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1386/5/2 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر

كارت تبريك
سال نو به همه مباركدرسته يه كم دير شده ولي چه كنيم كار داشتيم . اين هم كارت تبريك ما به مناسبت سال نو

?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1386/2/2 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر

در باره ي خبرنامه
دوستان عزيزي كه مي خوان از بروز شدن وبلاگ خبردار بشن لطف كنن آدرس ايميلشون رو تو قسمت خبرنامه اضافه كنن. اينجوري بهتره .

?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1385/12/18 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر

يه فضولي ديگه در باره ي نمايش عروسكي مكبث

اگه مطلب قبلي رو خوندين براي تغيير ذائقه هم شده يه سري هم به اين صفحه بزنين . متاسفانه بعضي هاي ديگه هم قبلا نمايش عروسكي مكبث رو بدون اطلاع ما  اجرا كردن .

http://www.newvictory.org/show.m?showID=1007468


?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1385/12/18 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر

در باره اپراي عروسكي مكبث

لطفا اين مطلب را به نقل از سايت روزنامه سرمايه و خيلي سايت هاي خبري ديگه از زبان آقاي غريب پور بخونين :

«در ايران هرگز نمايشنامه «مكبث» به طور كامل اجرا نشده است، ضمن اين كه هرگز در جهان اين نمايشنامه به صورت عروسكي اجرا نشده، اما از آن جا كه اثري با ظرفيت هاي بسيار بالاست، علاقه مند بودم آن را به صورت عروسكي اجرا كنم.»
حالا يه نيگاهي به عكس هاي اين سايت از اجراي نمايش عروسكي مكبث توسط يك گروه از نمايشگران عروسكي استراليا بندازين.

http://www.dreampuppets.com/mcbeth.html

قضاوت با خودتون.


?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1385/12/18 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر

يه بهاريه ی کودکانه

اين بهاريه رو تقديم ميكنيم به همة اونايي كه هنوزم با اومدن بهارتو دلشون سفره هفت سين پهن مي كنن به چه بزرگي.

داره از شهرمون ميره     روزاي قشنگ برفي    

 پاورچين مياد دوباره        روزاي خوب بهاري

درمياددوباره شب بو         توي گلدوناي خالي    

دوباره مي رقصه ماهي       توي تنگاي بلوري

پهن مي شه سفره هفت سين  توش پر ازنقل وشيريني

سفره هفت سين جامي گيره    توي آواز قناری

توي چيك چيك يه ناودون   توی دلهای بهاری


?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1385/12/18 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر

يه سلام دوباره

سلام خيلي دلمون ميخواست بعد از مدتها كه ميايم پيشتون يه مطلبي چيزي داشته باشيم كه دست خالي نباشيم خدارو شكر كه پيدا شد. اين آدرس يه سايته كه يه عالم سايت از كشورهاي مختلف دنيا در رابطه بانمايش عروسكي معرفي كرده . تو اين سايت از كشور عزيزمون ايران فقط سايت انگليسي ما معرفي شده . انشاءالله بيشتر بشه . اينم سايت مورد نظر:

http://perso.orange.fr/takey/Companies.htm


?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1385/11/27 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر

نامه اي به استاد جواد ذوالفقاري معاونت محترم هنري يازدهمين جشنواره نمايش عروسكي

 

 

دوستان عزيز متني كه در زير ملاحظه ميكنين نامه اي است كه اينجانب به آقاي ذوالفقاري نوشته ام فقط بابت قيد نكردن بعضي از اسامي كه باعلامت ؟مشخص كردم .معذرت ميخوام البته در متن اصلي اسامي رو آوردم كه مطمئنم دوستاني كه از نزديك در جريان بازبيني هاي جشنواره هستند برايشان اسامي كاملا مشخص است .لطفا نظر خودتون رو در باره اين نامه و همچنين مراحل انتخاب متون ونمايش هاي جشنواره بنويسين تا در اين محل قرار بدم .با سپاس فراوان  

 بنام خداي زيبايي ها  

 

استاد عزيز ، جناب آقاي ذوالفقاري!

 

 با سلام و عرض ادب و احترام

 

 اگر خاطر عزيزتان باشد  سال 1379كه به راهنمايي شما استاد گرانقدرم پايان نامه ام راارائه مي دادم، به اينجانب پيشنهاد داديد كه در جشنواره بين المللي نمايش عروسكي شركت كنم ، آنروز به شما عرض كردم نمي خواهم به خاطر عجله دررساندن به جشنواره ، سطح كيفي كارم پايين بيايد كه مورد تشويق حضرتعالي براي اين تصميم قرار گرفتم. از آن سال تا امسال فرصتي پيش نيامد تا وارد اين عرصه شوم . امسال بعداز سالها براي شركت در جشنواره نمايش عروسكي اقدام به شركت در اين جشنواره كردم، در طول اين مسير چنان كه حضرت حافظ مي فرمايند "كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكل ها" به مشكلات و شبهاتي رسيدم كه اميدوارم اين اشكالات وشبهات به قلم شيواي شما عزيز برطرف گردد ،تا چون هميشه راهنمايي برايم گردد. شايد اين شبهات براي ديگر عزيزان نيز پيش آمده باشد .

بعد از اعلام متن هاي پذيرفته شده ي جشنواره ، در جلسه اي كه باحضور آقايان جبلي وپاكدست و خانم ها مفيد ومحبوب به عنوان اعضاء شوراي برگزاري يازدهمين جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي برگزار گرديد ؛عنوان فرموديد  كه امسال براي قضاوت هرچه درست تر و صحيح تر، كارهاي جشنواره به صورت كامل بازبيني خواهد شد و دوستان شركت كننده بايد كارها را به صورت كامل آماده بازبيني كنند . البته دوستان اعلام كردند كه با توجه به ضيق وقت درصورت امكان چند صحنه را آماده كنند كه مورد موافقت قرار نگرفت . براساس همين تصميم اينجانب با علم به اينكه زمان 20 روز براي آماده كردن يك كار به صورت كامل بسيار كم مي باشد ، عليرغم اصرار عروسك گردانان گروه نمايشي ام كار را از نظر زماني به صورت كامل براي بازبيني اجرا بردم . درروز بازبيني هم اعلام كردم كه اين كار حدودا 40درصد كار من از نظر كيفي است . لازم به ذكر است كه  باتوجه به ضيغ وقت واينكه عروسك سازم درگير كار ديگري بود ترجيح دادم باعروسك هاي تمريني كار را اجرا ببرم . عروسك هاي تمريني كه اگر چه هيچي نداشت ؛ اما قابليت هاي كامل عروسك اجرايي را داشت به اضافه اينكه يك تكنيك جديد را براي سر عروسك هايم به دست آوردم كه در طول ساخت وسازهايم بيشترروي اين تكنيك كار مي كردم .

يكي از اعضاء محترم شوراي بازبيني بعد ازتوضيحات اينجانب كه" تمام وسايل اجرايي كه مي بينيد تمريني است" اعلام كردند كه بالاخره ما يه چيزي بايد ببينيم يا نه ؟ كه به ايشان گفتم كه شما يك نمايش خواهيد ديد كه گويا زياد به اين قضيه علاقه اي نداشتند .

 حال كه نتايج باز بيني ها مشخص شده است خواهشمندم به اين "افتاد مشكل ها" پاسخي بدهيد تا "به مي سجاده رنگين كنم" كه فرموده ي پيرمغان است.

۱)آقاي ? در روز بازبيني كارها ، ماكت دكور و عروسك هاي ناتمامي را نشان مي دهند وبه جاي اجراي نمايش متن را روخواني مي كنند . اعضاء محترم بازبين چه چيزي را در كار ايشان ديدند كه تشخيص دادند اين كار براي جشنواره كار خوبي خواهد شد؟ و آيا اگر قرار براين بود آيا نمي شد تمامي گروههاماكت دكوروعروسك هايشان را به جاي اجراي نمايش به بازبينان محترم نشان دهند ؟

 

۲)آقاي ? متني را به جشنواره ارائه مي دهند وبراي روز بازبيني متن ديگري را اجرا مي كنند ـ آن هم فقط پنج دقيقه از نمايش را ـ اگر شوراي انتخاب متون كاري را انتخاب كرده ، آيا بر اساس اسم ارائه دهنده متن بوده ويا خود متن ؟ آيا فكر نمي كنيد كه با اين رويه توهيني به كساني شده كه متن هايشان به دلايلي پذيرفته نشده و هم چنين به اعضاء محترم شوراي بازخواني متون جشنواره . از طرف ديگر اعضاء محترم بازبين چه تصوري از پنج دقيقه نمايش داشته اند كه همان كار را هم پذيرفته اند لازم به ذكر است كه آقاي? هم مانند من عروسك هاي اصليش آماده نبوده ودكور هم نداشته اند.

 

۳)حضوراساتيد وپيشكسوتان در يك جشنواره باعث رونق و اعتبار آن جشنواره خواهد بود اين را چه كسي هست كه قبول نداشته باشد ؟ اگر سياست جشنواره براين مهم بود آيا بهتر نبود از استادان و پيشكسوتان درخواست مي كرديد كه بدون ارائه متن و بازبيني كارهايشان، يك نمايش براي جشنواره آماده نمايند ؟ اينگونه هم حرمت اين عزيزان بيشتر پاس داشته مي شد وهم شبهه اي براي امثال اينجانب پيش نمي آمد كه بعضي از كارها از قبل پذيرفته شده اند اگر چه آماده ي بازبيني هم نباشند .

 

۴)خانم ? در روز بازبيني شان نمايشي را نشان مي دهند كه به مدت 25 دقيقه اي كه دوستان من ديده بودند نه تنها عروسكي نداشته بلكه هيچ نشانه اي ازنمايش عروسكي هم در آن ديده نشده است ، چه چيزي اعضاء محترم بازبين را نسبت به اين كار جلب كرده است ؟

 

  ۵)اگرقرار براين بوده كه همه تمام نمايش را براي بازبيني آماده كنند پس چرا دوستاني مانند خانم ها ? و? و.... فقط چند صحنه از نمايش را به بازبينان محترم نشان مي دهند ؟ آيا فكر نمي كنيد خيلي از دوستاني كه امروز نمايش هايشان پذيرفته نشده است ؛ اگر به جاي تمرين كل نمايش زمان تمرينشان را اختصاص به ده يا پنج دقيقه نمايش مي دادند ؛سطح كيفي كارشان بالاتر رفته و الآن جزء شركت كنندگان در جشنواره محسوب مي شدند؟

 

۶)با علم به اينكه عزيزان بازبين با دقت هرچه تمامتر كارهارا بررسي كرده اند يك سؤال گوشه ذهن اينجانب را به خود اختصاص داده است آن هم اينكه از اعضاء محترم بازبين آيا كسي متوجه تكنيك ابدايي كه در عروسك هاي اجرايي ام بكار برده بودم ـ وبيشترين زمان ساخت وساز من را به خود اختصاص داد ـ شد يا خير؟

 

 

 

   با سپاس فراوان

    شاگرد شما : جواد طالبــي

   19/5/1385


?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1385/5/18 | پیوند  | 3 نظر | ارسال نظر

علاقه مندان به نمايش عروسکی توجه توجه

کسانی که علاقه مند به عروسک گردانی هستن و تازه کارن وعلاقه به همکاری با گروه مارودارن لطفا به نشانی مایه ایمیل بزنن.

fojehpuppet@yahoo.com


?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1385/3/25 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر

درباره اپرای رستم وسهراب

اين مطالب رو از روزنامه دیروز همشهری به قلم سعيده امين وبا عنوان شب نشيني عروسك هاي شاهنامه در باره رستم وسهراب آوردیم. بخونين ونظر بدين .

اپراي عروسكي رستم و سهراب با كارگرداني بهروز غريب پور و لوريس چكناواريان روي پرده است .

 اپراي باشكوه عروسكي رستم وسهراب برگرفته از شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي توسط بهروز غريب پور روي پرده تالار فردوسي در حال اجراست. فضاي تالار فردوسي سرد و تاريك است. چشم چشم را نمي بيند. قرار است فردوسي با آن رداي سفيد و صورت تكيده و افتاده اش و با آن عمامه اي كه يك سرش را روي شانه اش مي اندازد روي صحنه بيايد و آمد؛ درست شبيه تصاوير نقاشي كه در كتاب ها از فردوسي ديده بوديم و بعد رستم آمد با همان كلاهخود معروفش كه دوشاخ از دو طرف آن روييده بود. عروسك سازان اتريشي عجب هنرمنداني هستند. چه زيبا تصاوير اسطوره اي را در ذهن ما ايرانيان و در لابه لاي ابيات شاهنامه ديده اند و چه هنرمندانه به آنها تجسم بخشيده اند. و صداي اولين بيت از اشعار فردوسي از زبان گروه كر اپرا: به نام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه برنگذرد خداوند نام و خداوند جاي خداوند روزي ده رهنماي تصورش هم دلپذير است كه بتوان اشعار فردوسي را در قالب اپرا خواند. آن هم به آهنگسازي لوريس چكناواريان با گروه نوازندگان و خوانندگان ارمنستان. صحنه اول فردوسي در حال نوشتن داستان رستم و سهراب است. او در انديشه آن است كه چگونه رستم-پهلوان نامدار- را به كاخ شاه سمنگان روانه كند كه ربودن رخش - اسب رستم - در ذهن او شكل مي گيرد. پس ازآن به تولد كودكي فكرمي كند كه سرنوشتي تلخ وغمبار دارد. فرشتگان آورندگان اين كودك هستند. صحنه دوم به شكرگزاري و نيايش فردوسي مي گذرد با آن تك خواني دلنواز خواننده ارمني. صحنه سوم رستم در جست و جوي رخش به دربار شاه سمنگان وارد شده و برآشفته خواستار بازگرداندن اسب نازنين و بي همتايش مي شود. گروه كر مي خواند: كنون رزم سهراب و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو از لحن آوازها پيداست كه گروه كر ايراني نيستند. غريب پور مي گويد كه با اجازه چكناواريان قريب به يك ساعت و 10 دقيقه از موسيقي اصلي را كم كرده است تا با شرايط عروسكي تطبيق پيدا كند. نزديك به 26سال است كه در ايران سنت اپرا به شكل واقعي خود اجرا نمي شود. خوانندگان اپرا به كشورهاي مختلف به ويژه اروپا مهاجرت كرده اند به همين دليل غريب پور به خوانندگان ارمنستان متوسل شد؛ استادان ارمني دانشگاه ايروان همكاري زيادي با ما كردند. آنها فارسي را زير نظر چكناواريان ياد گرفتند و بعد از تمرين مداوم روي متن شاهنامه در نهايت موسيقي و آواز گروه كر در آن كشور ضبط شد . از دقيقه اول اپرا تا لحظه آخر طنين اپرا با كيفيت بسيار بالا از بلندگوها پخش مي شد اما به دليل لهجه گروه كر درك اشعار فردوسي چندان آسان نبود. وقتي خوب دقت مي كردي اشعار فردوسي كمي بامزه به نظر مي رسيد. واژه ها كش و قوس پيدا كرده بودند. صورت عروسك ها همراه با آواز تكان مي خورد به طوري كه و به نظر مي رسيد عروسك ها اپرا را اجرا مي كنند؛ اين عروسك هاي 90 سانتي متري. وقتي عروسك هاي اپرا را مي ديدي ناخودآگاه به تركيب عروسك هاي دارا وسارا مي خنديدي باور كردني نيست كه چند اتريشي كه شايد تا به حال در زندگي، يك ايراني را نديده اند اين چنين هنرمندانه ظرافت ها، زيبايي ها و ويژگي چهره ايراني را تجسم ببخشند. اولين عروسكي كه روي پرده آمد فردوسي بود با آن رداي سفيد و شال كمرسفيدش شبيه مجسمه ميدان فردوسي خودمان، باورتان نمي شود با آن مو نمي زد. فردوسي در يك قاب سراسر سياه وسيع همانند عروسك هاي خيمه شب بازي با طمانينه قدم برمي داشت، انگار نه انگار كه توسط چند قطعه نخ تحرك پيدا مي كند. چند لحظه بعد كه پرده پايين و بالا رفت رستم دستان كه از همه عروسك ها لااقل 70 سانتي متر بلندتر و درشت تر بود در حالي كه به شكل خنده داري نعلين هايش را به زمين چوبي تئاتر مي كوفت، وارد صحنه شد. درست در آن صحنه كه رستم به دنبال رخش وارد بارگاه شاه سمنگان مي شود. بعد از چند لحظه از رستم خشمگين و رجز خوان جز يك مرد آرام كه روي تخت نشسته و حركات موزون رقصندگان را تماشا مي كند چيزي باقي نمانده است. نزديك به 12 عروسك زن با لباس هاي زيباي ايراني- همان ها كه زري دوزي شده و روي پارچه اش بته جقه نشسته- درحالي كه دستمال به دست به سبك زنان محلي آرام و موزون مي رقصند. حركات اين رقصندگان 90سانتي متري به قدري ايراني است كه براي لحظاتي آدم را در همزاد پنداري با آنها به شور و هيجان وا مي دارد. حركات هماهنگ است، مي توان دست هايي كه نخ ها را بالا و پايين به اين طرف و آن طرف مي كشند را در ذهن مجسم كرد كه چگونه شكلي هماهنگ و موزون به خود مي گيرند مثل خود رقصندگان. حدود يكصد عروسك جورواجور به جاي هر يك از شخصيت هاي شاهنامه ساخته شده است. طرح اوليه عروسك ها توسط غريب پور ارائه شده است. ساويز فروغي به عنوان مشاور هنري ساخت عروسك ها به اتريش مي رود تا ورنرهايرزر، كريستين هايرزر و جرالد كوبي چك، سازندگان عروسك ها را همراهي كند. از طرف ديگر مريم اقبالي و علي پاكدست نيز به وين مي روند تا از تجارب گروه ماريونتن ياري گرفته و بازي دهندگي عروسك ها را ياد بگيرند. گروه ماريونتن تئاتر وين يكي از قديمي ترين و بهترين گروه هاي تئاتر كشور اتريش است. حدود يكصد عروسك ساخت دست هنرمندان اتريشي به ايران انتقال يافته و به عنوان ميراث فرهنگي ثبت شد. هر عروسك با 14 الي 17 نخ قابل حركت مي شود. فرم چشم ها، رنگ چشم ها و موها، فرو رفتگي هاي چهره همه حكايت از ايراني بودن دارد. بيشتر عروسك ها مرد هستند، اما اغلب بازي دهندگان زن هستند.15 بازي دهنده يك ساعت و نيم تمام ده ها عروسك را روي نخ مي چرخانند، اين مي رود آن مي آيد يواش نخ ها به هم گير نكنند . مونا مواظب باش همزمان با نور فردوسي را روي زانويش خم كني . همايون چرا پرده را دير كشيدي؟ . افسانه در حالي كه عروسك ها را در صحنه رژه جلو مي برد يك بار نزديك بود كه زمين بخورد، هنوز نمي داند او كيست، منتظر است تا در فرصت ديگر شكارش كند.تمام اين 15نفر، تمام اين لحظه ها را مدام مي دوند روي ثانيه ها. هر اشتباه در يك آن يعني شليك خنده تماشاگران. در اين سرماي سالن فردوسي عرق از سر و صورتشان مي ريزد. هنوز بعد از سه هفته اجرا استرس بر كار حاكم است. استرس اجرا تمام شدني نيست، اين را براي همه بنويسيد . در حالي كه غريب پور درست زير صحنه تئاتر، آنجايي كه اگر بلند شوي حتما سرت به سقف مي خورد، اين حرف ها را مي زند، 15 دختر و پسر جوان دوستانه دورش گرد آمده اند، همه با پوششي مشكي و شالي قرمز درست به رنگ شال قرمزي كه غريب پور روي گردنش انداخته است. هنگامه سازش، دستيار دوم كارگردان است. يك دفترچه يادداشت كوچك دستش گرفته و كنار بچه ها يكي يكي ايرادات اجراي قبلي را مي گويد تا برطرف شود. اگر نور را در صحنه رقصنده ها كم كنيم، بهتر است . مونا كياني فر از جوان ترين هاي گروه است، اما به خوبي از پس عروسك گرداني فردوسي برمي آيد. كامليا نوحي كار جاگذاري پرده را بر عهده دارد؛ او عادت كرده كه چند كار را با هم انجام دهد. مثل برق از پله ها بالا مي رود تا به افسانه علامت بدهد. افسانه زماني يكي از گردانندگان صحنه جنگ است. آنجا كه سربازان رژه مي روند. بنفشه رقصنده اول را كمي زود داخل صحنه آوردي . بنفشه صمدي از سريع ترين عروسك گردانان است. دست هايش حركت دهنده زيباترين رقص هاي ايراني است، دست هايش را بالا برده و روي هوا موج مي دهد و مي خندد. رويا مقيسه و سلما محسني آرام تر از همه به توصيه هاي غريب پور گوش مي دهند. جليله هيبتيان چند تذكر به بچه ها مي دهد. غزل اسكندرنژاد، مرجان احمدي و علي ابوالخيريان اين بار كمي پر اشتباه بودند ببخشيد ببخشيد . وجدان محمد عاقبتي دستيار اول كارگردان بيدار مي شود اين دفعه تقصير من بود، چون من در لحظه اي كه بايد مي آمد بالا علامت بدهم، ايستادم پاي آيفون با آقاي غريب هماهنگ شوم . محسن ايمانخاني كمي ديرتر از ديگران مي آيد. محسن ديركردي . هنگامه مي خواهد كه نقاط قوت كار را بگويد فقط كه نبايد ايرادات را شمرد. بنفشه در را بسيار آرام و خوب بست آفرين . غريب پور تندي پريد وسط: آقا چرا رستم، سهراب را آنقدر بد پرتاب كرد، انگار كه بشقاب پرت مي كند و باز هم وجدان بيدار عاقبتي ببخشيد تقصير من بود، دست رستم گير كرد به سهراب، امروز درستش مي كنم . اينها فقط توصيف 10 دقيقه از تلاش گروه تئاتر عروسكي آران براي نمايش اپراي عروسكي رستم و سهراب بود؛ دغدغه هاي آميخته با خنده و عذرخواهي هاي ناشي از تواضع. كار اصلي از سال قبل شروع شد؛ آن زمان كه كسي از 25 سال تلاش براي روي پرده بردن يك اسطورعه اصيل ايراني خبر نداشت. همواره درتمام دنيا، تئاتر عروسكي محملي براي به تصوير كشاندن اسطوره ها، افسانه ها و قصه هاي ملل مختلف است. در زماني كه پديده سينما وجود نداشت، نمايش عروسكي در انواع ارزشمند خود سندي براي حفظ ميراث فرهنگي ملي اقوام مختلف بوده است. در نمايش عروسكي سه هنر تئاتر، نمايش هاي عروسكي و موسيقي در يك همكاري هماهنگ قرار مي گيرند. در شاهنامه فردوسي، سيماهاي تراژيك نظير ايرج و فردين، رستم و سهراب، سياوش و فرنگيس، بيژن و فرود، جريره و اسفنديار، كتايون و رودابه و... وجود دارند، اما هيچ يك از آنها به اندازه رستم و سهراب و داستان تراژيك اين دو پهلوان در ميان مردم ما محبوبيت ندارد. در قهوه خانه هاي قديم نقادان در نقل داستان رستم و سهراب به خود مي باليدند. طرز شيفتگي تهمينه، دختر پادشاه سمنگان بر رستم و به دنيا آمدن سهراب از تهمينه، جنگ ميان پدر و فرزند؛ فرزندي كه به خيال خود براي بر تخت نشاندن پدر به ايران حمله كرده است، به روايت فردوسي از چنان زيبايي برخوردار است كه در كمتر تراژدي مي توان نظير آن را سراغ گرفت. بهروز غريب پور يكي از شيفتگان اين داستان است يكي از دلايل انتخاب اپراي رستم و سهراب براي اجراي عروسكي از سابقه ديرين اين داستان ها سرچشمه مي گيرد. اما مهمتر از همه اثر جاودانه لوريس چكناواريان است كه با توانايي شگفت انگيز خود و با آفريدن اين اپرا، دين خود را به مردم ايران ادا كرده و اثري در منتهاي احساس و دردمندي خلق كرده است . اپرا همچنان روي صحنه است تا اسفند و بعد از ساخته شدن استوديوي سيار به كشورهاي آسيايي و اروپايي خواهد رفت تا غني ترين اسطوره هاي ايراني را در دنيا به تصوير بكشد.


معرفي به دوستان

?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1384/10/20 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر

درباره رستم وسهراب

     درباره رستم وسهراب:

 بالاخره بعد از چندين وقت بي وقتي يه وقتي گيراومد كه بريم اپراي نخي رستم وسهراب رو ببينيم .

سه شنبه سيزدهم ديماه هزارو سيصد و هشتاد و چهار

ودر يك شب سرد زمستاني

ديديم و شنيديم و بعد از كار، تا همين لحظه كه اين نوشته رو مي نويسم در باره اش صحبت كرديم . همينجا هم قيد مي كنم كه تمام مطالبي كه تو اين قسمت مي نويسم نظرات شخصي من يعني جواد طالبي است.

      سال 1373 كه وارد دانشگاه شدم هيچ هدفي نداشتم غير از اينكه دررشته بازيگري فعاليت كنم به غير ازبازيگري به هيچ چيزديگه اي فكر نمي كردم تا اينكه تو يكي از كتاب گردي هاي هرروزه در كتابفروشي هاي پايتخت كتابي رو ديدم با عنوان "نمايش عروسكي ،گام به گام" نوشته بهروز غريب پور باديدن اين كتاب ومخصوصا بخش نمايش عروسكي نخي يه جورايي به نمايش عروسكي علاقه مند شدم ، طوري كه با گذشت چندماه تصميمم رو گرفتم كه حتما تو اين رشته كارم رو ادامه بدم . عروسك هايي كه به خاطرشون به اين راه افتاده بودم رو غير از يك نمايش كلاسي، نه ساختم ونه در دست گرفتم . چون مي ترسيدم كه از پسشون بر نيام. آخه كار كردن با عروسك نخي مشكله وتمرين زيادي ميخواد. كاري كه اكثر ماها انجامش نداديم . يك بار ديگه هم پشت صحنه اپراي فلوت سحرآميز دوباره اين عروسك هارودست گرفتم . ولي وسوسه عروسك نخي لحظه اي ازم جدا نبوده تا امروز ...        

اما اينا چه ربطي داره به رستم وسهراب ؟

    واقعيت اينه كه اينا روگفتم به دليل اينكه بعداز تلاش هاي جسته گريخته اي كه شده اين اولين كارمهم نمايش عروسكي  نخي در ايرانه و نفس انجام چنين كاري در ايران من رو خيلي خوشحال كرد . سري اول اجراها رو نتونستم ببينم تا سيزدهم دي ماه  . كار رو ديدم تلاش بچه هارو تحسين كردم وبه آقاي غريب پور و گروه اجراش خسته نباشين گفتم واما بعد ...

ازهمون لحظه كه كار تموم شد بحث هاوصحبت ها در باره كارشروع شد . بين من وپروانه حاجي مراد ، محسن ايمانخاني ، مرجان احمدي و بنفشه بديعي كه از اون ور آب ها نظراتش روداد . تا اينكه به صرافت افتادم نظراتم رو تو وبلاگ بذارم وحاصل اين شد :

1)   واقعيت اينه كه اجراي اين اپرا يك جرقه در حركت نمايش عروسكي در ايرانه . اين جرقه اگه بزرگه واگه كوچيك ، اگه قوي واگه ضعيف واگه هرجورديگه باز هم مثبته . حالا يه آتيشي روشن شده ، ما ميتونيم هي همش از اين آتيشه ايراد بگيريم ، ميتونيم خودمون رو باهاش گرم كنيم ، ميتونيم اونقده تو نوروحرارتش بشينيم تا خاموش بشه وخاكستر بشه ، ميتونيم از اين آتيش استفاده كنيم و باهاش آتيشاي ديگه اي رو به پاكنيم و... بايد ديد كدوم بهتره .

2)   به نظر من اين كار رو اگه بخوايم واقع بينانه نيگاه كنيم ؛ يعني با توجه به ظرفيت هاي نمايش عروسكي در ايران ومخصوصا عروسك نخي ؛ كار خوبي بود ولي درنگاه مقايسه اي با آن چيزي كه بايد باشد، متاسفانه ضعيف بود وهيچ تصوير قابل ارائه اي نداشت .وشايد بشه گفت دم دست ترين تصاويري بود كه مي توانست ارائه بشود .

3)   از باب نگاه كارگرداني، زيباترين قسمت داستان رستم وسهراب كه همان قسمت رزم اين دو پهلوانه به نمايش گذاشته نشده كه ميتونيم ضعف مهم كاررو تو اين قسمت بدونيم .البته اين قسمت رو هم مي تونيم به حساب عدم تبحر دوستان درعروسك گرداني چنين صحنه هاي پر تحركي بدونيم  كه گويا آقاي غريب پور رو مجبور به استفاده از ترفندي كرده كه نشون دادن سايه هاي عروسك هاست تاخودشون . ولي اين كارنمي تونه توجيهي برديدن حداقل 5دقيقه تصوير يكنواخت وكسل كننده باشه .

4)   شايد اينكه موسيقي كار براي نمايش عروسكي نخي نبوده وقبل از شكل گيري كار ساخته واجراشده ، توجيه ديگه اي بركش دار بودن بعضي از صحنه ها مثل سوگواري تهمينه ورستم برمرگ سهراب باشه ، ولي نبايد فراموش كرد كه اين فقط يك توجيه مي تونه باشه وبراي فرار از اين معضل بايد انديشيده مي شد. تماشاگر به مسائل پشت صحنه نمايش كاري نداره و فقط كار را مي بينه اين رواساتيد عزيزمون من جمله آقاي غريب پور به ما ها ياد دادن .     

5)   با توجه به اينكه اكثر دوستان اولين كار نمايش عروسكي نخي شونه، كارشان قابل قبوله ولي فقط با توجه به اين نكته كه كار اولشونه.ولي اگه به عنوان مدارك تحصيلي اكثر بچه ها نگاه كنيم ،كارشناس هنرهاي نمايشي هستند ،حركت عروسك ها خشن وخشك و مكانيكيه تا جاندار وزنده

            

  کنون رزم سهراب ورستم شنو

  دگرها شنيدستي اين هم شنو

      دوست ندارم به سبك منتقدين بزرگوار كه فقط بديها رو مي گن واگه خيلي منصف باشن خوبيهارا هم ذكر مي كنن اين مطالب را بنويسم ، دوست دارم اگه استاد بزرگوارم و دوستاي عزيزي كه تو اين نمايش دست داشته ان وحتي كساني كه نمايش روديدن ، اين مطالب را خوندن، منوبه بي انصافي يا غرض ورزي محكوم نكنن وراه حلي ارائه  داده باشم كه چي كار مي شد كرد كه اين كار بهتراز اين مي شد. باز قيد مي كنم اين هارو مي نويسم بخاطر اين كه من اين نمايش رو شروع و جرقه اي براي نمايش عروسكي نخي در ايران مي دونم .

به عوض اينكه به دوستتان ماهي بدهيد به او ماهيگيري ياد بدهيد.

       براي اولين بار يك اكيپ كاملا حرفه اي در كشوراتريش عروسك هاي يه  نمايش ايراني رو ساختن. خب خيلي خبر قشنگيه . بالاخره ما توايرانمون عروسك هايي رو خواهيم داشت كه از نظر مفصل بندي ، نخ بندي و... استاندارد هستن و كاملا كلاسيك . ولا بد واسه اين كار بايد هزينه زيادي هم پرداخت شده باشه. از طرف ديگه دوتا ازدوستاي بسيار گرانقدر وبا ارزش ما براي مدت حدودا يك ماه از طرف اين پروژه به كشور اتريش رفتن تا در كارگاه هاي آنجا شركت كنن وبا شيوه عروسك گرداني نخي بيشتر آشنا بشن وتواين پروژه به نوعي هدايتگر ديگر دوستان باشن . تا اينجاي قضيه بسيار عاليه. بالاخره مسئولين امر با توجه به پيگيري هاي آقاي غريب پور به اين قضيه تن دادن و براي نمايش عروسكي يك كاري انجام دادن . واسه  اين تلاش ها بايد احسنت وآفرين گفت . حالا يه سوال، آيا نمي شد به عوض اينكه اين هزينه پرداخت بشه  با هماهنگي يكي از دانشگاه ها يا حتي خود مركز هنرهاي نمايشي يكي از اين اساتيد به ايران دعوت بشه تا با همكاري دانشجويان و دوستان عروسك ساز هم عروسك ها ساخته بشه . هم عروسك گرداني به اعضا گروه آموزش داده بشه ، هم ساخت اين نوع عروسك ها آموزش داده بشه  وهم بعدا انتخاب عروسك گردان ازداخل اين كلاس هابراي كارگردان راحت ترباشه . بهتر نبود ؟ 

     همه ماها مي دونيم كه تبحردر گردوندن عروسك نخي به تمرين زيادي نياز داره . اين نمايش از زماني كه عروسك ها به ايران رسيدن تازمان اجرا حدودا سه يه چهار ماه بيشتر تمرين نداشت كه  فكر مي كنم اين زمان براي يادگيري عروسك گرداني و تمرين نمايش زمان بسيار كمي باشه .اگه عجله وشتاب زدگي از كارگرفته مي شد حتما نتيجه بهتري داشت  . حالا من كه نمي دونم چرا اينقده عجله بوده ولي فكرمي كنم شرايطي بوده كه اگه كار تو اون تاريخ اجرا نمي شده ديگه اصلا اجرا نمي شده ،براي رفع اين معضل اگه چند تاعروسك تمريني بچه ها تو خونه هاشون داشتن كه خارج از زمان تمرين هم با اين عروسك ها انس والفت بيشتري پيدا مي كردن، مطمئنا نتيجه بهتر از اين مي شد.  

واما سخن آخر :

با تشكر ازهمه تلاش هاي انجام شده از دوستاني كه تو اين پروژه بودن خواهش مي كنم قدر اين موقعيت رو بدونن وسعي كنن تو اين زمينه تبحرشون رو بيشتر كنن و انشاءالله اين دوستان در آينده نمايشگران تخصصي عروسك هاي نخي باشن ونه خداي ناكرده پز دهندگان به اين كار .

واما از آقاي غريب پور هم خواهش مي كنم با توجهي كه به نمايش عروسكي دارن وموقعيتي كه در حال حاضر در جامعه هنري بين المللي و ايران دارن ،اولا اين روند رو ادامه بدن ودومابه درسهايي كه اين شاگردشون پس داده يه عنايتي داشته باشن تا انشاءالله در پروژه هاي بعدي ماهيگيري رو ياد بگيريم نه از ديگران ماهي گرفتن رو .

     

 

 

 

 


معرفي به دوستان

?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1384/10/18 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر

مبارکه مبارکه

به سلامتی ومیمنت باهزار سلام وصلوات یه خبر مهم رو به گوش اونایی که نشنیدن می رسونیم :

راه اندازی کارگاه تولید نمایش عروسکی

کارگاه تولید نمایش عروسکی زیر نظر مرکز هنرهای نمایشی و انجمن عروسکی خانه تئاتر راه اندازی می شود .

مطالب بالا عینا از صفحه آخر روزنامه جام جم چهارشنبه ۷/۱۰/۸۴ واستون نقل شد . هل بپاشین وگلاب که بدین مژده گر جان فشانم رواست .


معرفي به دوستان

?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1384/10/9 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر


عکس سمت راست عکس برناست همون عروسکی که یک سال با برنامه نوجوان شبکه دو مهمون نوجوون ها بود . عکس سمت چپ هم عروسک خاله پیرزن در نمایش کدو قلقله زنه . اگه میخواین نمونه کارهای دیگه ای از مارو ببینین باید یه زحمتی بکشین رو لینک های سمت چپی که می بینین کلیک کنین . خیلی ممنون

معرفي به دوستان

?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1384/9/27 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر

واسه همه عروسک های دنیا

من يه دروغگو هستم اگه اون بذاره

من خيلی بدم اگه اون بذاره

من زود عصبانی می شم اگه اون بذاره

عروسکم رو می گم

چه قده اذيت ميکنه مجبورم وقتی که نيست دروغ بگم


معرفي به دوستان

?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1384/9/16 | پیوند  | 1 نظر | ارسال نظر

چرایه نمایش عروسکی خوب واسه بچه هامون نیست ؟
دوران فطرت نمايش عروسکی اين روزها واين سالها تئاتر عروسکی بدجوری به خماری وخنسی افتاده . علتش هم اينه که اولا تئاتره دوما عروسکيه . خود تئاتر بودنش تومملکت ما ِبا توجه به اينکه درآمدزا نيست ِ يعنی سرشو بزاره وبميره تا چه برسه به اينکه يه هزينه زيادی ديگه هم بابت ساخت عروسک بهش اضافه بشه . برای همين گويا ازمکانها و قراردادهای دولتی خبری نيست که نيست . البته يکی از اين مکانها رو من ميشناسم که اسمش مرکز توليد تئاتر وتئاتر عروسکی است ِ خوب به اسمش توجه کنين ِ مرکزتوليد تئاتر وتئاتر عروسکی اسم قشنگيه مگه نه حالا کاری به اين نداريم که چند وقتيه نه تنها کاری توليد نکرده که فقط يه سری کارهای تکراری قبلی خودش رو اجرا ميکنه . البته لازم به ذکره که يک سری از يک سری کارهای قبلی خودش رو . ماکه چندساليه نه تونستيم کاری واسه اونجا تهيه واجرا کنيم شما ها يه سری بزنين شايد تونستين .تالار هنر هم که حالش معلومه .چه گويم که نا گفتنش بهتر است . مرکز هنرهای نمايشی هم که تواين چند ساله تنها کاری که واسه نمايش عروسکی انجام داده همون جشنواره دوسالانه است که آقايون قول دادن از امسال سالانه اش کنند ولی به دلايل نامعلومی از قول وقرارهاييکه همه شاهدش بودن خبری نيست که نيست . تواين ميون خودت بايد گليم خودت رو از آب بيرون بکشی . يعنی چی ؟ يعنی اينکه خودت واسه دل خودت ِ خوب توجه کنين ِفقط واسه دل خودت کار کنی يعنی نمايش عروسکی آماده اجرا کنی وبعدش بری به سراغ هفت خان رستم که در هرکدوم يه خوانی واسه بعضی ها پهنه از گرفتن سالن گرفته تا مجوز و...البته گرفتن مجوز و سالن به همين سادگی ها نيست واگه ميخوای به اجرا برسی بايد بدونی چيکار بکنی . خوب کسی که برای دلش کار ميکنه پای لرزش هم لابد ميشينه . حالا باز خانواده های محترم بپرسن چرا يه نمايش عروسکی خوب ديده نميشه ؟ ¤
معرفي به دوستان

?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1384/9/15 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر