به اولين وبلاگ نمايش عروسكي ايران خوش آمديد fojehpuppetgroupگروه نمايشگران عروسكي فوژه - درباره رستم وسهراب
fojehpuppetgroupگروه نمايشگران عروسكي فوژه

اين وبلاگ متعلق به گروه نمايشگران عروسكي فوژه بوده و اطلاعاتي در باره فعاليت هاي اين گروه ونمايش عروسكي در ايران را به خواننده مي دهد .


درباره رستم وسهراب

     درباره رستم وسهراب:

 بالاخره بعد از چندين وقت بي وقتي يه وقتي گيراومد كه بريم اپراي نخي رستم وسهراب رو ببينيم .

سه شنبه سيزدهم ديماه هزارو سيصد و هشتاد و چهار

ودر يك شب سرد زمستاني

ديديم و شنيديم و بعد از كار، تا همين لحظه كه اين نوشته رو مي نويسم در باره اش صحبت كرديم . همينجا هم قيد مي كنم كه تمام مطالبي كه تو اين قسمت مي نويسم نظرات شخصي من يعني جواد طالبي است.

      سال 1373 كه وارد دانشگاه شدم هيچ هدفي نداشتم غير از اينكه دررشته بازيگري فعاليت كنم به غير ازبازيگري به هيچ چيزديگه اي فكر نمي كردم تا اينكه تو يكي از كتاب گردي هاي هرروزه در كتابفروشي هاي پايتخت كتابي رو ديدم با عنوان "نمايش عروسكي ،گام به گام" نوشته بهروز غريب پور باديدن اين كتاب ومخصوصا بخش نمايش عروسكي نخي يه جورايي به نمايش عروسكي علاقه مند شدم ، طوري كه با گذشت چندماه تصميمم رو گرفتم كه حتما تو اين رشته كارم رو ادامه بدم . عروسك هايي كه به خاطرشون به اين راه افتاده بودم رو غير از يك نمايش كلاسي، نه ساختم ونه در دست گرفتم . چون مي ترسيدم كه از پسشون بر نيام. آخه كار كردن با عروسك نخي مشكله وتمرين زيادي ميخواد. كاري كه اكثر ماها انجامش نداديم . يك بار ديگه هم پشت صحنه اپراي فلوت سحرآميز دوباره اين عروسك هارودست گرفتم . ولي وسوسه عروسك نخي لحظه اي ازم جدا نبوده تا امروز ...        

اما اينا چه ربطي داره به رستم وسهراب ؟

    واقعيت اينه كه اينا روگفتم به دليل اينكه بعداز تلاش هاي جسته گريخته اي كه شده اين اولين كارمهم نمايش عروسكي  نخي در ايرانه و نفس انجام چنين كاري در ايران من رو خيلي خوشحال كرد . سري اول اجراها رو نتونستم ببينم تا سيزدهم دي ماه  . كار رو ديدم تلاش بچه هارو تحسين كردم وبه آقاي غريب پور و گروه اجراش خسته نباشين گفتم واما بعد ...

ازهمون لحظه كه كار تموم شد بحث هاوصحبت ها در باره كارشروع شد . بين من وپروانه حاجي مراد ، محسن ايمانخاني ، مرجان احمدي و بنفشه بديعي كه از اون ور آب ها نظراتش روداد . تا اينكه به صرافت افتادم نظراتم رو تو وبلاگ بذارم وحاصل اين شد :

1)   واقعيت اينه كه اجراي اين اپرا يك جرقه در حركت نمايش عروسكي در ايرانه . اين جرقه اگه بزرگه واگه كوچيك ، اگه قوي واگه ضعيف واگه هرجورديگه باز هم مثبته . حالا يه آتيشي روشن شده ، ما ميتونيم هي همش از اين آتيشه ايراد بگيريم ، ميتونيم خودمون رو باهاش گرم كنيم ، ميتونيم اونقده تو نوروحرارتش بشينيم تا خاموش بشه وخاكستر بشه ، ميتونيم از اين آتيش استفاده كنيم و باهاش آتيشاي ديگه اي رو به پاكنيم و... بايد ديد كدوم بهتره .

2)   به نظر من اين كار رو اگه بخوايم واقع بينانه نيگاه كنيم ؛ يعني با توجه به ظرفيت هاي نمايش عروسكي در ايران ومخصوصا عروسك نخي ؛ كار خوبي بود ولي درنگاه مقايسه اي با آن چيزي كه بايد باشد، متاسفانه ضعيف بود وهيچ تصوير قابل ارائه اي نداشت .وشايد بشه گفت دم دست ترين تصاويري بود كه مي توانست ارائه بشود .

3)   از باب نگاه كارگرداني، زيباترين قسمت داستان رستم وسهراب كه همان قسمت رزم اين دو پهلوانه به نمايش گذاشته نشده كه ميتونيم ضعف مهم كاررو تو اين قسمت بدونيم .البته اين قسمت رو هم مي تونيم به حساب عدم تبحر دوستان درعروسك گرداني چنين صحنه هاي پر تحركي بدونيم  كه گويا آقاي غريب پور رو مجبور به استفاده از ترفندي كرده كه نشون دادن سايه هاي عروسك هاست تاخودشون . ولي اين كارنمي تونه توجيهي برديدن حداقل 5دقيقه تصوير يكنواخت وكسل كننده باشه .

4)   شايد اينكه موسيقي كار براي نمايش عروسكي نخي نبوده وقبل از شكل گيري كار ساخته واجراشده ، توجيه ديگه اي بركش دار بودن بعضي از صحنه ها مثل سوگواري تهمينه ورستم برمرگ سهراب باشه ، ولي نبايد فراموش كرد كه اين فقط يك توجيه مي تونه باشه وبراي فرار از اين معضل بايد انديشيده مي شد. تماشاگر به مسائل پشت صحنه نمايش كاري نداره و فقط كار را مي بينه اين رواساتيد عزيزمون من جمله آقاي غريب پور به ما ها ياد دادن .     

5)   با توجه به اينكه اكثر دوستان اولين كار نمايش عروسكي نخي شونه، كارشان قابل قبوله ولي فقط با توجه به اين نكته كه كار اولشونه.ولي اگه به عنوان مدارك تحصيلي اكثر بچه ها نگاه كنيم ،كارشناس هنرهاي نمايشي هستند ،حركت عروسك ها خشن وخشك و مكانيكيه تا جاندار وزنده

            

  کنون رزم سهراب ورستم شنو

  دگرها شنيدستي اين هم شنو

      دوست ندارم به سبك منتقدين بزرگوار كه فقط بديها رو مي گن واگه خيلي منصف باشن خوبيهارا هم ذكر مي كنن اين مطالب را بنويسم ، دوست دارم اگه استاد بزرگوارم و دوستاي عزيزي كه تو اين نمايش دست داشته ان وحتي كساني كه نمايش روديدن ، اين مطالب را خوندن، منوبه بي انصافي يا غرض ورزي محكوم نكنن وراه حلي ارائه  داده باشم كه چي كار مي شد كرد كه اين كار بهتراز اين مي شد. باز قيد مي كنم اين هارو مي نويسم بخاطر اين كه من اين نمايش رو شروع و جرقه اي براي نمايش عروسكي نخي در ايران مي دونم .

به عوض اينكه به دوستتان ماهي بدهيد به او ماهيگيري ياد بدهيد.

       براي اولين بار يك اكيپ كاملا حرفه اي در كشوراتريش عروسك هاي يه  نمايش ايراني رو ساختن. خب خيلي خبر قشنگيه . بالاخره ما توايرانمون عروسك هايي رو خواهيم داشت كه از نظر مفصل بندي ، نخ بندي و... استاندارد هستن و كاملا كلاسيك . ولا بد واسه اين كار بايد هزينه زيادي هم پرداخت شده باشه. از طرف ديگه دوتا ازدوستاي بسيار گرانقدر وبا ارزش ما براي مدت حدودا يك ماه از طرف اين پروژه به كشور اتريش رفتن تا در كارگاه هاي آنجا شركت كنن وبا شيوه عروسك گرداني نخي بيشتر آشنا بشن وتواين پروژه به نوعي هدايتگر ديگر دوستان باشن . تا اينجاي قضيه بسيار عاليه. بالاخره مسئولين امر با توجه به پيگيري هاي آقاي غريب پور به اين قضيه تن دادن و براي نمايش عروسكي يك كاري انجام دادن . واسه  اين تلاش ها بايد احسنت وآفرين گفت . حالا يه سوال، آيا نمي شد به عوض اينكه اين هزينه پرداخت بشه  با هماهنگي يكي از دانشگاه ها يا حتي خود مركز هنرهاي نمايشي يكي از اين اساتيد به ايران دعوت بشه تا با همكاري دانشجويان و دوستان عروسك ساز هم عروسك ها ساخته بشه . هم عروسك گرداني به اعضا گروه آموزش داده بشه ، هم ساخت اين نوع عروسك ها آموزش داده بشه  وهم بعدا انتخاب عروسك گردان ازداخل اين كلاس هابراي كارگردان راحت ترباشه . بهتر نبود ؟ 

     همه ماها مي دونيم كه تبحردر گردوندن عروسك نخي به تمرين زيادي نياز داره . اين نمايش از زماني كه عروسك ها به ايران رسيدن تازمان اجرا حدودا سه يه چهار ماه بيشتر تمرين نداشت كه  فكر مي كنم اين زمان براي يادگيري عروسك گرداني و تمرين نمايش زمان بسيار كمي باشه .اگه عجله وشتاب زدگي از كارگرفته مي شد حتما نتيجه بهتري داشت  . حالا من كه نمي دونم چرا اينقده عجله بوده ولي فكرمي كنم شرايطي بوده كه اگه كار تو اون تاريخ اجرا نمي شده ديگه اصلا اجرا نمي شده ،براي رفع اين معضل اگه چند تاعروسك تمريني بچه ها تو خونه هاشون داشتن كه خارج از زمان تمرين هم با اين عروسك ها انس والفت بيشتري پيدا مي كردن، مطمئنا نتيجه بهتر از اين مي شد.  

واما سخن آخر :

با تشكر ازهمه تلاش هاي انجام شده از دوستاني كه تو اين پروژه بودن خواهش مي كنم قدر اين موقعيت رو بدونن وسعي كنن تو اين زمينه تبحرشون رو بيشتر كنن و انشاءالله اين دوستان در آينده نمايشگران تخصصي عروسك هاي نخي باشن ونه خداي ناكرده پز دهندگان به اين كار .

واما از آقاي غريب پور هم خواهش مي كنم با توجهي كه به نمايش عروسكي دارن وموقعيتي كه در حال حاضر در جامعه هنري بين المللي و ايران دارن ،اولا اين روند رو ادامه بدن ودومابه درسهايي كه اين شاگردشون پس داده يه عنايتي داشته باشن تا انشاءالله در پروژه هاي بعدي ماهيگيري رو ياد بگيريم نه از ديگران ماهي گرفتن رو .

     

 

 

 

 


معرفي به دوستان

?گروه نمايشگران عروسكي فوژه | 1384/10/18 | پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر